احمد مجد الاسلام كرمانى

155

سفرنامه كلات ( فارسى )

و منتظر فرصت بود و همين كه در بلواى طهران و انتشار اوراق ژلاتينى فرصتى بدست آورد فورا راپورت داد كه مصدر اين اعمال فلانيست و كرد آنچه كرد و هرچه شده شده حالا بايد فكرى براى آينده بنمائيم حاجى ميرزا حسن اصرارى داشت كه اگر ما شخصا با آصف الدوله ملاقات بنمائيم البته او ملاحظه آشنائى كه با من

--> - قوانين موضوعه خودشان است كه عقلاء مملكت وضع كرده‌اند و چون آنها قانون خدائى ندارند و حضرت عيسى ( ع ) در احكام تكليفيه قانونى از جانب خدا نياورده لذا عقلاء مملكت قوانين تكليفى وضع نمودند و برطبق آن عمل مينمايند . لكن مسلمانان كه مشروطه ميگويند مقصودشان عمل برطبق احكام شرعست و چون پيغمبر ( ص ) ما تكاليف ما را از معاشى و معادى معين فرمود و قرآن را از جانب خدا براى ما نازل كرد ما هم ملتزم هستيم باجراء و عمل برطبق آن وانگهى مشروطه مقابل مستبده است معنى حقيقى آن را ما جائى اظهار نكرديم و اصلا در روزنامه چيزى از آن را درج ننموديم و بمفاد ( وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ ) جنابعالى هم بايد در امور خودتان بمشاورت عمل نمائيد و الا شما را مستبد خواهند گفت . نگارنده گفت مشروطه و يا جمهورى مقصود از هر دو يكى است چه جمهورى از افراد مشروطه است و مراد از مشروطه سلطنت عمومى و سلطنت ملى است . امروز هيچ يك از احكام اسلام جارى نميشود . بناى اسلام بر مساوات است و حال آنكه مىبينم دزد اگر از فقرا باشد او را مىكشند و دهنه توپ مىبندند و اگر از اغنيا باشد از او پولى ميگيرند و او را مرخص ميكنند و اگر آقازاده باشد با او همراهى ميكنند . مشروطه ميگويد ( ظفر السلطنه حق ندارد حكم شليك و كشتن جمعى زنان و اطفالرا بدهد ) اگر ما مشروطه بگوئيم مقصودمان اينست لاغير . در اين اثنا شيخ ابراهيم معروف بعينكى ملقب بلسان العلماء كه حاضر در آن مجلس بود بصدا درآمد و گفت ( جناب آقا . . . مجد الاسلام و ناظم الاسلام امشب آمده‌اند در اينجا كه از جنابعالى استعلام نمايند آيا در واقطه حاج ميرزا محمد رضا همراهى داريد يا نه ؟ آيا براى مظلومين كرمان اقدامى ميفرمائيد يا نه ) ديگر از مشروطه و مشروعه حرفى نبود منكر شاه و عين الدوله نشدند منكر نظم و امنيت نميباشند . شيخ گفت : خير مقصود مزاح و شوخى بود خواستم حرارت و سورت اين دو نفر را قدرى تسكين دهم و با آنها صحبتى داشته باشم . مجد الاسلام گفت من قول مىدهم هر وقت كه دولت ايران مشروطه شود احدى مانع سوراخ شما نشود هر قدر ميل داريد سوراخ اطاق را متعدد كنيد يكشاهى ماليات هم ندهيد حاضرين بخنده درافتادند . ( صفحه 254 تاريخ بيدارى ايرانيان )